از نخستين نگاهِ نخستين سحرگاهِ عالم
در نگاه هراسيده ي هر چه حوّا و آدم
از ميان همه ديدني ها و ناديدني ها
آنچه گفتند و ديدند از شادي و غم
چشم تو خوش ترين رويداد جهان است
لحظه ی چشم هم چشميِ عاشقان است..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۴ساعت 17:57  توسط ث.ع.آرند  | 

 

 

 

غوّاص شهید!

آرامش بهشتی ات را چه به هم ریخته است که با دستان بسته از خاک برخاسته ای..؟

آیا در صور دمیده اند و برای یاری فرزند آدم رجعت کرده ای؟ 

 

-به یاد پاسدار سرافراز سپاه اسلام، شهید کشواد حسن پور

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 23:25  توسط ث.ع.آرند  | 

 

 

قنّاسه چی!
کاش کمی نزدیک تر می آمدی تا آواز لالایی های آخرالزمانی ات در گوش های کوچکم طنین انداز شود..


قنّاسه چی!
چکاندن ماشه برای دست های پینه بسته ات زیادی ظریف بود..
تو نرفتی که ماشه بچکانی
تو رفتی تا تیشه بر شالوده ی ظلم و نفاق بزنی..


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 11:0  توسط ث.ع.آرند  | 

 

دل غریب من از گردش زمانه گرفت

به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت

 

مصیبتی ست علی را که پیش چشمانش

عدو امید دلش را به تازیانه گرفت..

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 3:5  توسط ث.ع.آرند  | 

 

To the Youth in Europe and North America

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

 

 

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/28731/index.html#en

+ نوشته شده در  جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 15:19  توسط ث.ع.آرند  | 

 

 

قنّاسه چی!

آیا تو دست خدا نبودی؟ همان دستی که از همه ی دست ها بالاتر است..؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ساعت 13:12  توسط ث.ع.آرند  | 

 

برگرد.. سفر طول کشید ای نفس سبز

تا کی دل من چشم به در داشته باشد..؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۳ساعت 23:50  توسط ث.ع.آرند  | 

 

یادتون نره..!

ننگ بر جنازه ی پاسداری که تو خشاب اسلحه ش فشنگ مونده باشه..

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۳ساعت 23:33  توسط ث.ع.آرند  | 

 

وَری.. تا خیمه یَل سرپا بمونِن
وَری.. تا هر چه داغ افتاره سر دل      
پسینِ روزِ عاشورا بمونن..

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۳ساعت 16:45  توسط ث.ع.آرند  | 

 

 

و علی راهی آرامش دریا شده است

فاتح خیبرِ نفس ست که مولا شده است

این کرامت نه به او قوم به پیری داده ست

خود پدر تیغ به او سهم دلیری داده ست

پاس تیغی که شب خوف به خیبر زده است

شعله افروخته بر خرمن کافر زده است

پاس آن آهن تفتیده که در رزم شگفت

بر دو دست طلب نفس برادر زده است

یا که در نیمه ی شب های جهان نگران

سر به حلقوم زمین برده و پرپر زده است

کوفه دیده ست خلیفه گل و نان بر دستش

نیمه شب آمده انگشت به این در زده است..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۳ساعت 15:33  توسط ث.ع.آرند  | 

مطالب قدیمی‌تر